مهربانی هایت را که مرور می کنم
با خود می گویم
کائنات یک مادر بودن را به تو بدهکار است!
اینهمه مهربانی ات
در قاب یک مادر تجلی می یابد فقط!
وقتی خود را در خاطراتم می کاوم،کودکی لجوج می بینم در سالهای دور 30 سالگی،
شاید شانس مادر بودنت را، من از تو سلب کردم
و تو مجبور شدی بلیط مادر بودنت را برایم بسوزانی
من به تو بدهکارم،کائنات شانس مادر بودن را برای تو در نظر داشت و من آنرا برای بی تابی هایِ روح لجوجم هزینه کردم.
کائنات به تو بدهکار نیست من به تو بدهکارم!
م.شامگاه
بغض هاي مگوي شامگاه...ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21