روزی که شاید ندارد

خرید بک لینک

شاید سالها بعد

شاید ثانیه ای بعد

اما شاید روزی دلت برای این آزادی لک بزند

روزی که شاید ندارد و من شما را ترک خواهم کرد

دیگر خسته به خانه نمی آیم و در مورد هیچ چیز جز سلامتیتان سوال نمی پرسم

روزی که شاید ندارد دیگر بغض هایم را داخل جاکفشی نمی گذارم و ماشین عربده های تنهایی ام را زودتر از آنچه تصور کنی فراموش خواهد کرد.

اشک های اتوبان تهران و کرج ردی نمی اندازند

شاید آن روز که دیگر شاید ندارد برایت مهم نباشد که چرا به رنگ موهایت توجه نمی کنم و چرا به کبودی های پای پسرمان در یک روز سراسر بازی اش بیشتر از مژه های مصنوعی توجه می کنم.

من فراموش نمی کنم شبهای دردهایم را حتی روزی که شاید ندارد و التماس های شبهای بیداری در بالکن با من دفن نخواهد شد.

بغض هاي مگوي شامگاه...

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 12:14

صفحه بندی