بغض هاي مگوي شامگاه

خرید بک لینک
شاید سالها بعدشاید ثانیه ای بعداما شاید روزی دلت برای این آزادی لک بزندروزی که شاید ندارد و من شما را ترک خواهم کرددیگر خسته به خانه نمی آیم و در مورد هیچ چیز جز سلامتیتان سوال نمی پرسمروزی که شاید ندارد دیگر بغض هایم را داخل جاکفشی نمی گذارم و ماشین عربده های تنهایی ام را زودتر از آنچه تصور کنی فراموش خواهد کرد.اشک های اتوبان تهران و کرج ردی نمی اندازندشاید آن روز که دیگر شاید ندارد برایت مهم نباشد که چرا به رنگ موهایت توجه نمی کنم و چرا به کبودی های پای پسرمان در یک روز سراسر بازی اش بیشتر از بغض هاي مگوي شامگاه...ادامه مطلب

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 12:14

بعد اینهمه کفر و بی سپاسی

می پذیری بدون وسواسی

اسم تو فرق دارد این روزها

در من درد دیده ی تنها

اسم تو حک شده بر رگ قلبم

من کنار تو چقدر بی دردم

من چگونه بدون تو ماندم

مهربان تر ز مادرم همدم

هم نشین شبهای بی خوابی

خواب شبهای بی پریشانی

بغض هاي مگوي شامگاه...

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:21

دنیا زیبایی هایی دارد که ما بی تفاوت از کنار آنان عبور می کنیمدلخوشی های ِساده ای که با نبودشان حضورشان را درک خواهیم کرددمپایی های کودکانه صورتی در حماموقتی کسی هست که آنها را بپوشدچقدر می تواند بوی زندگی دهد!بوی دلخوشیدمپایی های کوچک صورتی می تواند امید باشد!می تواند خاطره باشد! می تواند اندوه باشد اگر بلااستفاده در گوشه ی حمام افتاده باشد.دمپایی ها چقدر می توانند سخن بگویند؟!!!دمپایی های خاک گرفته پدر در جاکفشی!دمپایی های کودکانه کوچک صورتی در حمام!دمپایی های ... بغض هاي مگوي شامگاه...ادامه مطلب

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:21

مهربانی هایت را که مرور می کنمبا خود می گویمکائنات یک مادر بودن را به تو بدهکار است!اینهمه مهربانی اتدر قاب یک مادر تجلی می یابد فقط!وقتی خود را در خاطراتم می کاوم،کودکی لجوج می بینم در سالهای دور 30 سالگی،شاید شانس مادر بودنت را، من از تو سلب کردمو تو مجبور شدی بلیط مادر بودنت را برایم بسوزانیمن به تو بدهکارم،کائنات شانس مادر بودن را برای تو در نظر داشت و من آنرا برای بی تابی هایِ روح لجوجم هزینه کردم.کائنات به تو بدهکار نیست من به تو بدهکارم!م.شامگاه بغض هاي مگوي شامگاه...ادامه مطلب

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 19:21

شهریورماه 1400 بود و کمی کمتر از دو سال می گذرد!

معجزه رخ داد و امروز نیازمند معجزه ای دیگر هستم

معجزه ای از جنس همان معجزه های قبلی

بارانم دخترکی که با خدا رفیقی

امروز تو وساطت کن

من روئی برای رجعت ندارم

برای بابا

که این روزها در دلش آشوب بر پاست

از رفیقت طلب معجزه کن

اون شما را دوست دارد!

بغض هاي مگوي شامگاه...

ما را در سایت بغض هاي مگوي شامگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1402 ساعت: 22:16

صفحه بندی